انتظار سخته :(
چقدر انتظار سخته ...
نمی تونم بهت فکر نکنم! 
زیر دلم قسمت تخمدونام درد دارم مخصوصا سمت چپ؛ میترسم دوباره کیست باشه! چرا این روزاای لعنتی نمیگذرن؟!
گفتم کلاسام شروع میشن سرم گرم میشه که بخاطر اینکه دروس عمومی هستن احتمال 90 درصد بعد از حذف و اضافه تشکیل میشن! امروز چک کردم استادمم عوض کردن! 
تازه کلاسام فقط دوشنبه عصر هستن! زبان و معارف2 . و کلاس پروژمون هم که هنوز مشخص نیست.
یه جایی رو پیدا کردم بنام حوزه دانشجویی . از اواسط تابستون پیگیرم که برم کلاساشونو . زیر نظر نهاد رهبریه
شماره و مشخصاتمونو گرفتن که خودشون تماس بگیرن؛ هنوز خبری نشده! فکر میکنم باید به حد نصاب برسه.
با پروانه و پریسا دوقلوهای خاله فردوس میخوایم بریم . همسری هم پیگیره که بیاد
همیشه دوست داشتم دروس حوزه رو تا یه حدی بخونم که بهم تو زندگی کمک کنه . اما با عربی مشکل دارم و داشتم! خیلی برام سخته! اما ظاهرا اینجا خیلی با عربی سر و کار نداریم. در واقع قواعد عربی.
با توجه به اینکه این ترم هزینه دانشگاهم پایینه شاید دنبال گواهی نامه هم رفتم؛ توی دوران بارداری و وقتی ان شاالله شما اومدی خیلی لازمم میشه. البته همین الانم لازممه منتها نه وقت دارم نه هزینشو. هر ترمم گرونتر میشه!!! 
دوست دارم خودمو سرگرم مطالعه کنم ولی انقدر فکرم مشغوله که نمیتونم!
5شنبه حتما میرم پیش خانوم ادراکی
هم در مورد دردم باهاشون صحبت میکنم هم احتمالا دوباره آزمایش بارداری بدم. اگر خواستن ازم.
بالاخره این روزا هم می گذرن و اگر خدا خواست تو و خواهر یا برادرت رو خدا بهمون میده.
بیشتر از همه دلم میسوزه برای همسری که واقعا فکر میکرد نی نی داریم.
انقدر هوامو داشت که جلو بقیه خجالت می کشیدم!
وقتی دید جواب آزمایشم منفیه به طرز کاملا محسوسی آروم شد! خودم به کنار اون خیلی حالش گرفته شد.
این دفه تا مطمعن نشدم بهش نمیگم!
سعی میکنم 
خب دیگه باید برم
فعلا
خدانگهدارت عزیز دلم 



انتظار سخته :( 
